قالب پرشين بلاگ


مسافر غریب
در انتظار بهار
نويسندگان

سلام بازدیدکننده محترم: با تشکر از حضور شما

این پست ثابت بوده و گلچینی از بهترین مطالب سایت به صورت لینک در این پست موجود می باشد جهت دسترسی به تمامی مطالب سایت از منوی موضوعات وب سایت استفاده نمایید .جهت دسترسی به مطالب قدیمی تر از قسمت آرشیو مطالب استفاده نمایید.این سایت شامل موضوعات مختلف شامل دانلود انواع نرم افزار ها و آموزش کامپیوتر ٰ تصاویر دیدنی ٰ اشعار و نوشته های شخصی می باشد.لینک بهترین مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ 91/03/25 ] [ ] [ مسافر غریب ]
تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم
تو می ایی و من گل می دهم در سایه چشمت
و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم

[ 93/08/19 ] [ ] [ مسافر غریب ]
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ...!!! ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ...! ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ...! ﻧﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ...! ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...! ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!!! ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ...!!! ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ...!!! ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺒﺎﺏ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...! ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...! ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ ...!!! ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻣﻦ می مانم ﻭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻭ ﻏﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﻢ می ماند...!!!

[ 93/08/01 ] [ ] [ مسافر غریب ]
همه عاشق شدن را بلدند اما فقط تعداد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند
[ 93/07/17 ] [ ] [ مسافر غریب ]
حقیقتی غیر قابل انکار

[ 93/06/25 ] [ ] [ مسافر غریب ]

اگه توی یه کشتی باشی و پنج تا حیوون داشته باشی، طوفان بشه و مجبور بشی چهارتاشونو بندازی تو دریا، کدوم رو نگه میداری؟ پلنگ – گوسفند – گاو – جوجه – اسب

پلنگ ( غرورت )، گوسفند ( خانوادت )، گاو ( مال و دارایی )، جوجه ( بچه ات )، اسب ( عشقت )

لطفا جواب را در قسمت نظرات درج نمایید

[ 93/06/19 ] [ ] [ مسافر غریب ]

هر چه کنی بکن ولی از بر من سفر مکن                  یا که چو می روی مرا وقت سفر خبر مکن
گر چه به باغم ستاده ام نیست توان دیدنم                    شعله مزن بر آتشم از بر من گذر مکن

روز جدایی ات مرا یک نگه تو میکشد                           وقت وداع کردنت بر رخ من نظر مکن
دیده به در نهاده ام تا شنوم صدای تو                        حلقه به در بزن مرا -عاشق در به در مکن

 من که ز پا نشسته ام مرغک پر شکسته ام           زود بیا که خسته ام زین همه خسته تر مکن
گر چه به دور زندگی تن به قضا مهاده ام                     آتشم این قدر مزن رنجه ام این قدر مکن

بوسف عمر من بیا تنگدلم برای تو                           رنج فراق می کشد خون به دل پدر مکن
هر چه که ناله می کنم گوش به من نمیکنی                 یا که مرا ز دل ببر یا ز برم سفر مکن

[ 93/06/18 ] [ ] [ مسافر غریب ]
دوست یعنی:
خاطرات بی غبار
دفتری از شعر و از عطر بهار
دوست یعنی:
یک تمنا یک نیاز
زمزمه از عاشقی با سوز و ساز
دوست یعنی:
چشم خیس مست او
 زیر باران دست تو در دست او
[ 93/06/16 ] [ ] [ مسافر غریب ]

نازنینم بهار یعنی عشق  

 بوسه و انتظار یعنی عشق

خاطراتی كه رنگ می بازند

  مشق سارا انار یعنی عشق

مقصدت هر كجاست هر كس هست

رفتن بی گدار یعنی عشق

التماس مكرری كه بمان

حركت یك قطار یعنی عشق

زنده بودن به شوق دیدن تو

دائما بیقرار یعنی عشق

حال من بی تو دیدنی شده است

گریه  بی اختیار یعنی عشق

تا رسیدن به نقطه پایان

یا تو یا انتحار یعنی عشق

شعر حسرت و بیقراری ...آه

همه از یك كنار یعنی عشق

 

[ 93/06/10 ] [ ] [ مسافر غریب ]
واحد اندازه گیریِ فاصله " مــتــر " نیست ؛
" اشـــــــــــتـــیــــاق " است ..
مشتاقش که باشی ، حتی یک قـدم هم فاصله ای دور است .!.

 

[ 93/06/07 ] [ ] [ مسافر غریب ]
........ مطالب قديمي‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من نشاني از تو ندارم،اما نشاني‌ام را
براي تو مي‌نويسم در عصرهاي انتظار،
به حوالي بي كسي قدم بگذار!
خيابان غربت را پيدا كن،
وارد كوچه پس كوچه‌هاي تنهايي شو!
كلبه‌ي غريبي‌ام راپيدا كن،
كنار بيد مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگي‌‌ام،
در كلبه را باز كن و به سراغ بغض خيس پنجره برو!
حرير غمش ‌را كنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي كويري كه غرق انتظار است،
پشت ديوار دردهايم نشسته‌ام...
"به اندازه تمام انتظارها بی‌قرارت هستم.
اینجا زمین است مردمانش رسم عجیبی دارند اینجا وقتی گم می شوی به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند .